حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2118

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

يونانى و باخترى حامى آنها هستند . دمتريوس پسر اوتى دم ، كه داماد و متّحد آن‌تيوخوس سوّم بود ، در ابتداء قدرتى از خود نموده در مشرق تا كوههاى هىمالايا ، در جنوب تا مصبّ سند و در شمال تا مملكت سر « 1 » ها ( چينىها ) و فرينيان يا فونيان « 2 » ( هونها ) راند و پنجاب از نو براى يونانيها و يونانيّت باز شد . اسم چاگله به اوتىدمىيا « 3 » تبديل يافت و در رخّج و گدرزيا ( بلوچستان ) شهر دمترياس « 4 » تأسيس گرديد ، ولى در 175 ق . م اوكراتيداس « 5 » نامى تخت باختر را از دمتريوس ، كه ميخواست « غير مغلوبش » خوانند ، گرفت و او مجبور گرديد بمستملكات هندش اكتفا ورزد . بعد ديرى نگذشت ، كه دولت پارت ممالكى را ، كه از حركت مردمان زردپوست اورال و آلتائى زير و زبر شده بود ، تسخير كرد . شرح اين وقايع بدوره پارتى تاريخ ايران راجع است . عجالة همينقدر گوئيم ، كه دولت باختر در زير ضربت‌هاى پارتيها سقوط كرد و فقط وادى رود سند بسان يگانه كانون تمدّن يونانى باقى ماند ، ولى بعدها اين كانون هم در زير ضربت سكاها زوال يافت . اگرچه زبان يونانى روى مسكوكات باقى ماند و معرفت يونانى در رديف معرفت شرقى يك چندى در اينجا پائيد ، امّا بالاخره از ميان رفت . در آسياى غربى هم شهرهاى يونانى و مقدونى با انحطاط و انقراض دولت سلوكى ضعيف گشته در ايران در تحت تابعيّت دولت پارت و در سوريّه و آسياى صغير باطاعت روميها درآمدند . در ايران تا يكى دو سه قرن اين شهرها وجود داشتند ، ولى خرد خرد با بوميها مخلوط ميشدند ، تا آنكه بكلّى ضعيف شده قوميّت خود را از دست دادند ، چنان كه نه فقط امروز ، بل هزار سال پيش هم ، ذكرى از يونانى بودن آنها نيست و حتّى مطابقت دادن اين شهرها با يكى از محل‌هاى كنونى كارى است بس مشكل و اگر حدسهائى ميزنند تقريبى است . بنابراين به اين نتيجه ميرسيم ، كه استيلاى عنصر يونانى و مقدونى آثارى قابل دوام در ايران

--> ( 1 ) - Seres . ( 2 ) - Phryniens , Founiens . ( 3 ) - Euthydemia . ( 4 ) - Demetrias . ( 5 ) - Eucratidas .